ازت متنفر مي شوند . برايت گريه مي كنند.
به تو مي خندند. هر روز يك دروغ تاره درباره ات سرهم مي كنند.
مثل مرغ سركنده دور و برت بال بال مي زنند. انگار كه واقعا خدا هستي،اما يك روز همه شان ولت مي كنند و مي روند .
برچسب:
نویسنده: کامران فدایی
برچسب:
نویسنده: کامران فدایی
مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست،
پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن.
تازگی، ذاتِ عشق است و طراوت، بافتِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟
#يك_عاشقانه_آرام
#نادر_ابراهیمی 
برچسب:
نویسنده: کامران فدایی
ببین عشقِ دیوانهی من چه کردی
در ابریشمِ عادت، آسوده بودم
تو با حالِ پروانهی من چه کردی
ننوشیده از جامِ چشمِ تو مستم
خُمار است میخانهی من، چه کردی؟
مگر لایقِ تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرتِ شانهی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده! با خانهی من چه کردی؟
جهانِ من از گریهات خیسِ باران
تو با سقفِ کاشانهی من چه کردی؟
شاعر:
#افشین_یداللهی
برچسب:
نویسنده: کامران فدایی
چون میروی
دل میرود
جان میرود
گر نیایی بی گُمان
از عشق ایمان میرود...!
#مریم_قهرمانلو
برچسب:
نویسنده: کامران فدایی
تکیه گاهی محکم میخواهند
احترام میخواهند
کسی را میخواهند تا قدر دان زحماتشان باشد
کسی را میخواهند تا دوای دردشان باشد
کسی باید باشد تا در مواقع حساس سرشان را روی شانه آن بگذارند
تمام این ها را که با هم جمع بزنید،
میشود " مَرد "
#مانی_دانته
برچسب:
نویسنده: کامران فدایی